عادل ویژگی های خاص خود را دارد، عاشق گزارشگری است، فوق لیسانس مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف است، زبان انگلیسی اش آن قدر خوب است، که سال هاست در دانشگاه تدریس می کند، به عنوان یک استاد جوان...
عادل فردوسی پور چنان بر فوتبال احاطه دارد که شاید تصورش را نکنید، دوستان نزدیکش به او می گویند که وی فوتبال را می خورد، گوشه ای از زندگی شخصی و خلق و خوهای او را در ذیل می آوریم، بخوانید :

ادامه متن در ادامه مطالب


* در سال 53 به دنیا آمده است.
*فرزند بزرگ خانواده است، یک خواهر و یک بردار دارد، برادرش هم دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف است.
*پدر و مادرش هر دو تحصیلکرده هستند.
*عادل با اینکه تهران به دنیا آمده است، اما اصلیت پدری اش کرمانی است.
*بچه خیابان گیشا تهران بود، در زمان نوجوانی، با بچه محل هایش فوتبال بازی می کرد.
*سپس به شهرک غرب تهران به همراه خانواده نقل مکان کردند، پس از ازدواج در همان محل ساکن شد.
*در سال های 75 تا77 در روزنامه ابرار ورزشی قلم می زد، اما پس از این که کارش در تلویزیون زیاد شد، از فضای مطبوعات ورزشی خارج شد.
*در کارش بسیار جدی است، تا سر از یک مطلب در نیاورد، ول کن آن نیست.
* برنامه 90 را از گزارش فوتبال بیشتر دوست دارد.
* می گوید از کارم لذت می برم، مطمئن هستم اگر در اون رشته ای که درس می واندم شاغل می شدم، هیچ گاه این لذت نصیبم نمی شد.
* هیچ کاری لذت گزارشگری را ندارد.
من هیچ گاه تاجر خوبی نبودم، حال و حوصله درس خواندن را هم ندارم، تا همین فوق لیسانس بس است. ماشین زانتیا دارم
* حال و حوصله درس خواندن در زمان تحصیل را نداشتم، معدلم حدود 10 بود، اما پس از فوق لیسانس دیگر برای درس خواندن انگیزه ای نداشتم.
* اگر در زمان گزارش، مشکلی به ذهنتان خطور کند، همه چیز از دست می رود، اگر حواست پرت بشود، بازی ول می شود و دیگر نمی توانید جمعش کنید.
* گوینده و گزارشگر، معمولا نمی تواند عادلانه حرف بزند، شاید بیننده بتواند در مورد بازی قضاوت ناعادلانه ای بکند، اماما محدودیم. کار ما شبیه داوری است،
*در بازی های تیم ملی خیلی دوست دارم به جای تماشاگر باشم و مثل تماشاگران بالا و پایین بپرم.
گزارش در ورزشگاه نسبت به استودیو بیشتر می چسبد.
*اگر فوتبال از دنیا حذف شود، بخش عمده ای از زندگی من هم حذف می شود.
* اشتباه جزوی از کار ماست. گزارشگری که در هر نود دقیقه بازی چند هزار کلمه به کار می برد باید اشتباه داشته باشد، پس باید اشتباهش را بپذیرد.
* چند سال است که ازدواج کردم، فوتبال نقشی در شکل گرفتن زندگی ام ندارد، در واقع اصلا ربطی به فوتبال نداشت.
* من کار خود را می کنم، فوتبال خیل برایم جدی و مهم است. هر اتفاقی که بیفتد من باید فوتبال را ببینم، همه هم می دانند، وقتی من فوتبال می بینم نباید کاری به کارم داشته باشند.
* اصلا برای من مهم نیست آبی باشم یا قرمز، واقعا مهم نیست.
* گزارشگر اگر یک ذره هم به تیمی گرایش داشته باشد در کارش تاثیر می گذارد و غیر قابل انکار است.
* حال و حوصله فیلم و سینما را ندارم، من جشنواره تا جشنواره فیلم می بینم.
*تجربه به من آموخته که از حس فاصله بگیرم.
* در ورزشگاه انقلاب فوتبال بازی می کنم، با دوست های قدیمی، هم کلاسی های دبیرستان ، بچه های دانشگاه صنعتی شریف و دیگر دوستان.
* در هنگام گزارش بازی های تیم ملی، استرس زیادی دارم، مسئولیت در آن لحظه بسیار سنگین است. گرچه باید بی طرف باشم، اما آن احساس که در مورد کشور خودمان داریم، مانع اصلی کارمان است.خانواده سبز
راستش از محله‌ای در غرب تهران شروع شد؛ شهرآرا. مهرماه سال 1353 بود که عادل به دنیا آمد؛ در خانواده‌ای که پدرش مهندس برق بود و یک خواهر و یک برادر داشت. فضای خانه مسلما فضای فوتبالی نبود و او به دلیل علاقه‌اش به فوتبال، بچه سر به راه خانه محسوب نمی‌شد. دبستان را در مدرسه ذوقی، راهنمایی را در مدرسه طالقانی و دبیرستان را... البرز. بچه درس‌خوانی بود؛ آن‌قدر درس‌خوان که با معدل بالای 18 دیپلم گرفت اما فوتبال هیچ‌وقت از سرش نیفتاد. شاید به همین خاطر هم بود که پدر با او کاری نداشت. بعد هم در دانشگاه صنعتی شریف در رشته مهندسی صنایع قبول شد و تا پایان فوق لیسانس ادامه داد.
سال سوم دانشگاه تصمیم گرفت به علاقه‌مندی‌اش یعنی کار خبری بیشتر بپردازد. به دفتر روزنامه ابرار ورزشی رفت: «من علاقه دارم کار کنم؛ مطلب بنویسم». اردشیر لارودی سردبیر آن‌وقت ابرار ورزشی از او در مورد حیطه کاری‌اش پرسید: «ترجمه»! یک متن داد دستش و خداحافظی کرد؛ «فردا صبح اول وقت رفتم دفتر روزنامه. کارم رو تحویل دادم و بعد از چند روز کارم رو شروع کردم».
سال 1372 بود. او کارش را شروع کرد. اما بی‌شک بزرگ‌ترین علاقه‌مندی‌اش حضــــــــور در صداوسیما بود. او به قول خودش «n»دفعه تست داد و در نهایت قبول شد؛ «اوایل هم مثبت بود اما می‌گفتن صدات جوونه؛ پخته نیست. آخرین باری که تست دادم، اواخر سال‌1373 بود». او در تست قبول شد و کار روزنامه را رها کرد و رفت. رفت که رفت...گرچه که الان هنوز هم هر از گاهی کار مطبوعاتی را انجام می دهد...همانطور که بازدیدکنندگان پارس فوتبال هر چند وقت یک بار مطالب جادویی او را روی خروجی اولین پایگاه تخصصی فوتبال ایران می خوانند.
رفت؛ هیچ‌وقت پشت سرش رو هم نگاه نکرد. یکی از دوستانش در روزنامه ابرار ورزشی، هنوز هم ناامید نشده و هرازچندگاهی با شماره همراه او تماس می‌گیرد.
اتفاق جدیدی نمی‌افتد، منتهی او دیگر تلفن‌های روزنامه ابرار را جواب نمی‌دهد. کسی نمی‌داند چه بین او و روزنامه‌ای که فعالیتش را در آن آغاز کرد گذشت اما او حالا دیگر جواب نمی‌دهد.
عادل فردوسی‌پور اما هیچ‌وقت نمی‌تواند «90» را دوست نداشته باشد؛ برنامه‌ای که از ذهن او متولد شد و تا آنجا پیش رفت که کمتر علاقه‌مندی در فوتبال وجود دارد که ترجیح دهد دوشنبه شب را در خواب باشد تا جلوی صفحه تلویزیون. او از برنامه‌اش لذت می‌برد؛ شاید بیش از گزارش‌کردن یک بازی؛ «آره! ترسناک‌بودنش هم جالبه. همین که یک چیزی بگیم که دعوا بشه، یک چالشی ایجاد می‌کنه که جالبه. به نظرم، این یک ترس لذتبخشه».
کمی هم کمتر، به گزارش‌کردن روی خوش نشان می‌دهد: «وقتی بازی‌ها خوب باشند، گزارش می‌چسبه. برای من باشگاه‌های انگلیس از همه لذتبخش‌تره. از این کارم لذتی می‌برم که مطمئنم تو رشته‌ای که درسش رو خوندم، نمی‌تونستم این لذت رو ببرم».
من قرمزم یا آبی؟
او گزارشگر بی‌طرفی است؟ بسیاری از پرسپولیسی‌ها می‌گویند او استقلالی است. استقلالی‌ها هم بر عکس. هر کدام هم برای خودشان دلیل دارند.
اگرچه به نظر می‌رسد او در دوره‌ای که در دانشگاه شریف درس می‌خوانده پرسپولیسی بوده و آنها که از نزدیک می شناسندش می دانند که زمانی پرسپولیسی تیری بوده است ولی امروز اصلا حاضر نیست به طرف خاصی متمایل شود؛ «واقعا اینجا فضا این‌قدر باز نیست که یه گزارشگر بگه من قلبا طرفدار کدوم تیم هستم. اینجا فوتبال دوقطبی است. بگی قرمزم یا آبی، نصف مملکت با تو بد می‌شن. البته الان دیگه اصلا برام فرقی نمی‌کنه. الان واقعا بی‌طرفم. گزارشگر، یه ذره به یک تیم گرایش داشته باشه، تو کارش تاثیر می‌ذاره».
اما این مورد اصلا شامل حال تیم ملی نمی‌شود. نمی‌توان گفت که او مثل یک تماشاگر می‌تواند به‌راحتی و به هر طریقی ابراز احساسات کند اما بی‌طرفی هم معنایی ندارد؛ «به هر حال در این جور موارد، حتی استرس هم ایجاد می‌شه. اگه بگم در مورد پیروزی یا باخت تیم ملی کشورم بی‌احساس و بی‌طرف هستم حتما دروغ گفته‌ام. مسلما ما باید توی کار گزارش بی‌طرف باشیم ولی آن احساسی که انسان در مورد کشور خودش داره، مانع اصلی کاره».
سوتی‌های عادل
بهتر است کمی هم در مورد اشتباهات عادل فردوسی‌پور در کار گزارش بدانیم؛ چیزی که به قول خودش «سوتی» نام دارد؛ «سوتی زیاد دارم. بهترینش هم این بود که توی برنامه، حدود 2ساعت تموم با آقای حاج‌رضایی بودیم و من موقع خداحافظی گفتم خب من از آقای نصیرزاده که 2ساعت با ما همراه بودن تشکر می‌کنم. اصلا اون شب، هنگ کرده بودم».
با این حال، شاید این مشکل اساسی فردوسی‌پور نباشد. بیشتر، از تندصحبت‌کردن عادل شاکی هستند تا اشتباهاتش. او هنوز هم با وجود اینکه بهتر از گذشته صحبت می‌کند اما گاهی اوقات کنترل از دستش خارج می‌شود؛ «از بچگی این‌طور بودم. خیلی هم تمرین کردم و بازم دارم تمرین می‌کنم که این‌طور نباشم ولی در کل، خیلی تند صحبت می‌کنم».
البته او هیچ‌گاه هیچ تکنیک خاصی را برای گزارش‌کردن نیاموخته است؛ «هنوز خیلی چیزهاست که باید یاد بگیرم، چون هیچ دوره خاصی ندیده‌ایم و همه هنرمون چیزهای ذاتی و بیشتر خلاقانه است. هیچ وقت به طور اصولی بهمون یاد داده نشده که باید چیکار کنیم و هیچ کلاس خاصی زیر نظر مربی‌های داخلی و خارجی برامون نذاشتن».
او حتی می‌تواند آرزو کند که در بازی‌های ملی روی سکوی تماشاگران بود؛ «... و مثل او بالا و پایین بپرم».
انتقاد نمی‌شود
همیشه حسرت انتقاد کردن گزارشگران خارجی را می‌خورد: «این قدر که گزارشگران خارجی به‌راحتی از بازیکنان انتقاد می‌کنن که ما نمی‌تونیم بکنیم. سه سال پیش تو بازی منچستر – رئال وقتی گری نویل دوکارته شد، گزارشگر بازی گفت من مطمئنم خیلی از طرفداران منچستر خوشحال شدن که گری نویل دواخطاره شد. اگر شما چنین چیزی رو در مورد بازیکن x پرسپولیس یا استقلال بگویی، پدرت رو درمی‌یارن؛ حتی اگه بدترین بازیکن زمین باشه».
او بارها چوب همین مساله را خورده است. 2فصل پیش علی پروین حسابی از خجالت عادل فردوسی‌پور درآمد و مسلما او تا مدتی سوژه داغ شعارهای تماشاگران در ورزشگاه کارگران بود. امیر قلعه نویی هم کم، آهن داغ انتقاد را روی تن او نگذاشته و حالا و در آخرین مورد، خداداد عزیزی – مرد همیشه شاکی فوتبال – پس از کسب نتیجه ناخوشایند ابومسلم برابر مس کرمان، چنان از این گزارشگر تلویزیونی انتقاد کرد که گویی او در تمامی بدبختی‌های ابومسلم نقش دارد.
 با این حال، کمتر دیده می‌شود که او در برنامه تلویزیونی90 یا حتی گزارش‌هایش مصحلت‌اندیشی پیشه کند: «خودم سعی می‌کنم هر چیزی به ذهنم می‌رسه بگم و تا جایی که نترسم می‌گم. بعضی‌ها بهشون برمی‌خوره. بعضی‌ها چیزهای دیگری می گن و البته خودسانسوری هم هست».
فقط فوتبال
بی‌طرفی باعث نمی‌شود که او به فوتبال بی‌تفاوت باشد. یکی از علاقه‌مندی‌های اصلی او در زندگی، پرداختن به فوتبال است؛ از فوتبال‌بازی‌کردن و تماشاکردن، تا مجله‌های خارجی فوتبال و اینترنت؛ «می‌شه گفت از 24ساعت، 12ساعت در حال دیدن فوتبال، خواندن اخبار فوتبال و کارکردن روی فیلم‌های فوتبالی هستم.
اصلا فوتبال تمام زندگی منه». همسر عادل فردوسی‌پور شرایط را پذیرفته: «او کاملا پذیرفته که قراره با کی زندگی کنه. من کار خودم رو می‌کنم و برایم خیلی جدیه. هر اتفاقی بیفته من باید فوتبالم رو ببینم. همه هم می‌دونن وقتی فوتبال می‌بینم، نباید کاری به کار من داشته باشن».
فیلم دیدن من
یکی از علاقه‌مندی‌های سابقش سینما بوده. البته الان تنها علاقه‌مندی‌اش«90» و فوتبال است و بس. شاید هم دیگر حوصله‌اش را ندارد که به سینما برود؛ «نه دیگر! اصلا حوصله‌اش رو ندارم. واقعا نمی‌تونم بشینم پای تلویزیون و یه فیلم رو تا آخر ببینم».
کلاس‌های زبان عادل
زبان انگلیسی! علاقه عجیبی به زبان داشت. از کلاس اول دبیرستان در کلاس‌های زبان نام‌نویسی کرد. سال آخر دبیرستان به خاطر کنکور، زبان را رها کرد اما بعدا وقتی برگشت، تا پایان کار را ادامه داد. سال سوم دانشگاه، زبان تمام شد: «کلاس‌های استادی‌اش رو هم قبول شدم اما کارم تو تلویزیون بیشتر شده بود و تصمیم گرفتم نرم».
اغلب کارهای ترجمه‌ای را خودش انجام می‌دهد. زبانش آنقدر خوب بود که در دوره‌ای در دانشگاه تدریس می‌کرد و البته در کلاس‌های زبان. باورتان می‌شود عادل فردوسی‌پور معلم زبان‌تان باشد؟ اما اگر دوست داشته باشید بدانید کلاس‌های زبان عادل چگونه می‌گذرد، یک نفر برای‌تان زحمتش را کشیده: "تا حالا سر کلاس‌های عادل فردوسی‌پور رفتید یا نه؟ خوب اگر نرفتید، هیچ اشکالی نداره و چیز خاصی رو از دست ندادید؛ به جز یک سری اطلاعات فوتبالی."
از اول جلسه که پسرا می‌پرسن استاد از فوتبال چه خبر و همین سوال کافیه که عادل‌خان شروع کنه به سخنرانی و یک مدت مدیدی پشت سر این بازیکن و اون تیم و اینا بگه و اطلاعات رو کنه. خلاصه بعد از همه این حوادث، جناب عادل‌خان شروع می‌کنن به انگلیسی‌صحبت‌کردن و درس‌دادن که خب صد البته طرز حرف زدنش اصلا به انگلیسی حرف زدن نمی‌خوره ولی جدا از اینها، آدم ذاتا مهربونیه؛ مثلا بعد از کلاس با دقت می‌شینه به همه سوالا جواب می‌ده...».
خودش هم در مورد کلاس‌های زبانش می‌گوید: «بالطبع حرف‌هایی پیش می‌یاد ولی اصولا از یک ساعت و نیم زمان کلاس فقط ده تا پانزده دقیقه!».
تکه کلام‌ها و گفتارهای به یاد ماندنی
"چه می‌کنه این بازیکن!" - در اغلب بازی‌ها
"عجب گل‌نزنی شده این بازیکن!" - در اغلب بازی‌ها
"چه بازی دراماتیکی شده این بازی!" - در بعضی بازی ها (به تقلید از جان ماتسن گزارشگر مشهور انگلیسی)
"گل برای تیم فلان توسط فلانی زده میشه!" - ساختار جمله های او پس از هر گل
"خداحافظ جام جهانی و شاید خداحافظ برانکو" - در پایان بازی ایران و پرتغال در جام جهانی ۲۰۰۶
"از اون سمت حرکتی رو آغاز کرده!" - هنگامی که بازیکنان از جناحین حرکت می کنند
"توپ رو به آسمان می کوبه!" - در اغلب بازی‌ها
"تعویض رویایی علی پروین"(بازی پرسپولیس-فجرسپاسی سال۱۳۸۱ که ابراهیم اسدی بلافاصله پس از ورود به زمین گل زد)
"عجب فوتبالیستیه این علی دایی، همیشه در لحظات حساس به داد تیم ما می رسه"(بازی ایران-عربستان، جده، مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲، اشاره به گل مساوی ایران توسط علی دایی)
عادل: نه، اصلا اینطور نیست، برای انتخاب گزارشگر تمام بازیهای مهم هم ساز و کار مناسبی وجود دارد و این طور نیست که من همیشه برای بازیهای مهم و حساس انتخاب شوم. من خودم حدود ۵ سال فینال لیگ قهرمانان اروپا را گزارش نکرده بودم و بعد ازاین مدت نوبت من شد تا این مسابقه را گزارش کنم
اواسط دهه ۷۰ را می توان به نوعی زمان ورود نسل نو گزارشگرانی دانست که با شیوه جدید گزارش تلویزیونی رقابت های فوتبال، ذائقه شنوایی فوتبالدوستان را تغییر داده و با نوع گزارش های خود همسو کردند.
عادل فردوسی پور، جواد خیابانی، مزدک میرزایی و پیمان یوسفی پیشقراولان این نسل بودند که با حال و هوایی تازه تماشای فوتبال در جعبه جادویی البته تا دقیقه ۹۰ آن را راحت تر کرده و نوع گزارش آنها طرفداران زیادی پیدا کرد. بعد تر و تا همین امروز به تعداد این دسته از گزارشگران افزوده شد که با ارائه اطلاعات و آمار مربوط به هر آنچه در میدان مسابقه حضور دارد و به آن ارتباط پیدا می کند، سعی در جذب مخاطبان بیشتری داشتند.
البته همواره از سوی گزارشگران قدیمی تر و بعضا مخالفان این نوع گزارش ایراداتی از قبیل نقص در فن بیان، عدم وجود صدای مناسب برای گویندگی و گزارشگری کمبود هیجان که یک گزارشگر حاضر در ورزشگاه باید به تماشاگر تلویزیونی القا کند به نسل جدید این گروه وارد شد و بعضا در گفت وگوهای پراکنده و دوستانه آنها نیز همچنان این نقدهای کارشناسانه ادامه داشته است اما در این میان چیزی که پرواضح است اینکه نسل نو گزارشگران و شیوه ای که برای جذب مخاطبشان برگزیده اند طی دهه اخیر جای خود را در بین اهالی فوتبال باز کرده و حالا فوتبالدوستان رغبتی به شیوه ای غیر از آنچه این گروه برگزیده اند نشان نمی دهند. در این بین رقابت بین گزارشگران پیشرو در جهت جلو زدن از دیگری و کسب اطلاعات بیشتر نشان می دهد آنها راه خود را پیدا کرده اند و نیک می دانند چنانچه در متد خود به مدارج بالاتری برسند در نزد عامه و البته آنهایی که تخصصی تر به موضوع می نگرند مقبول تر و البته محبوب تر خواهند شد. اتفاقی که دقیقا برای عادل فردوسی پور افتاد و حالا از او به عنوان نفر اول یا موفق ترین فرد در بین گزارشگران نسل میانی دهه ۷۰ یاد می کنند.
۲ هفته پیش تصاویری که از عادل فردوسی پور در هنگام کشیده شدن گونه اش توسط تماشاگران در صفحات روزنامه ها دیده شد به خوبی میزان محبوبیت این گزارشگران جوان و البته حالا باتجربه را به وضوح نشان می داد. از این نوع محبوبیت البته می توان به میزان مقبولیت عادل فردوسی پور هم پی برد. در این میان و باتوجه به تمام خصایص پسندیده و نوع جالب ارائه گزارش وی که می شود بر آن عنوان «دیتامحور» - نه مطلقا - را اطلاق کرد این سؤال هم برای فوتبالدوستان و بیننده های تلویزیونی مسابقات این رشته پیش می آید که چطور تقریبا تمام بازیهای مهم، جذاب و پربیننده را عادل فردوسی پور گزارش می کند
پاسخ خود عادل البته این است: «نه، اصلا اینطور نیست، برای انتخاب گزارشگر تمام بازیهای مهم هم ساز و کار مناسبی وجود دارد و این طور نیست که من همیشه برای بازیهای حساس و مهم انتخاب شوم. من خودم حدود ۵ سال فینال لیگ قهرمانان اروپا را گزارش نکرده بودم و بعد ازاین مدت نوبت من شد تا این مسابقه را گزارش کنم.»
فردوسی پور البته با ضرس قاطع این نوع انتخاب را تایید می کند اما رجوع به حافظه کوتاه مدت هر فوتبالدوستی ثابت می کند تقریبا تمام بازیهای مهم به او رسیده و البته عادل توانسته از مسابقه مذکور لحظات جالبی در ذهن تعقیب کنندگان فوتبال های خارجی و البته داخلی به یادگار ثبت کند.
حرکات صورت و بدن عادل که حتی در صورت دیده نشدن وی هم می شود فهمید چگونه است، نوع بیانش، ارتباط تصاویر با پس زمینه هایی که در ذهنش دارد، ارائه اطلاعات درخصوص فرد یا یک اتفاق به جای خود، مشابهت های جالب توجه مثلا بین یک فوتبالیست مشهور با یک سوپر استار سینمای هالیوود و دوری قالب اوقات او از صحبت کارشناسانه یا غیرکارشناسانه اضافه و زائد از او یک گزارشگر تقریباً استاندارد ساخته است که هر فوتبالدوستی را تا پایان یک مسابقه پای تلویزیونی می نشاند. این مورد حتی درخصوص بازیهای کم اهمیت تر نیز وجود دارد و بیننده را مجاب می کند برای کسب اطلاعات جالب و دم دستی عادل هم که شده تا لحظه پایانی، تماشای مسابقه مذکور را از دست ندهد.
عادل فردوسی پور البته کاراکتر ویژه ای دارد که این یکی هم بر ویژگی هایش به عنوان یک گزارشگر فوتبال موفق می افزاید. جالب اینکه او با وجود حضور در رسانه پرمخاطبی مثل تلویزیون و ارتباط با فوتبال و فوتبالی ها اصلا دوست ندارد حاشیه ساز و جنجال آفرین باشد - برخلاف آنچه بعضا ناخواسته یا خواسته در برنامه ۹۰ انجام می دهد - و به همین خاطر حاضر به گفت وگو و مصاحبه نمی شود تا شاید اینچنین دم به تله حاشیه سازان مطبوعاتی ندهد. عادل البته با وجود دوری از تعامل با رسانه ها اغلب فرد انتقادپذیری است و به نقد سالم بها می دهد. دیگر اینکه فردوسی پور در کار خود توقف نکرده و در حال پیشرفت است! این را می شود حداقل در یکی از تک کلام های وی جست و جو کرد که حالا کاملا اصلاح شده است. برای مدت های طولانی هر وقت مسابقه فوتبالی را با گزارش عادل می دیدیم، در زمانی که گلی رد و بدل می شد فریاد عادل بلند می شد و همواره یک عبارت به گوش می رسید: «توی دروازه!» این عبارت بعدها تغییر کرد و واژه درست و مناسب برای ثبت این لحظه در جریان مسابقه فوتبال از زبان عادل جاری شد. یک کلمه، فقط و فقط: «گل».
نکته اساسی و مهمی که درخصوص عادل فردوسی پور می توان به صراحت گفت پیدایش وجه ستارگی در نزد این گزارشگر تلویزیونی است که تاکنون در میان هم صنفان او سابقه نداشته و اتفاق جالبی در این حوزه قلمداد می شود.
این وجه بارز که باعث شده عادل فردوسی پور به عنوان یک ستاره تلویزیونی در نزد اجتماع حتی یک گام فراتر از عادل فردوسی پور به عنوان یک گوینده و گزارشگر فوتبال ساده حرکت کند و به نوعی از خودش پیشی بگیرد، مهمترین دستاورد عملکرد مثبت او طی سال های حضورش در تلویزیون ایران است. این اتفاق احتمالا باعث خواهد شد حالا که تورنمنت معتبری مثل یورو ۲۰۰۸ در پیش است باز هم متفق القول بر این نکته اصرار کنیم که چنانچه باز هم گزارش تمام مسابقه های مهم و حساس این تورنمنت مهیج به عادل فردوسی پور سپرده شود، نمی توان به تصمیم مسؤولان سیما در این خصوص ایرادی وارد کرد. همه منتظریم تا شب های یورو ۲۰۰۸ را با فریاد «چه می کنه این بازیکن» یا «گل»های دوست داشتنی اش در حافظه فوتبالی مان ضبط کنیم و سال ها بعد با مزمزه اش زیر زبانمان کیفور شویم.